اسحاق بن اسماعيل دهلوى

48

غاية الشفاء

ديدم كه او را اندر آخر تابستان اين تپ آمد و تا فصل بهار گرفتار ماند با آنكه معالجه صواب همى رفت سوم آنكه اندر سر گرانى باشد چهارم آنكه نوبت تپ دراز كشد و بشدت اعراض شود و باشد كه بست و چهار ساعت بماند و گساريده شود پنجم آنكه روزگار آسايش درازتر باشد چنان كه چهل و هشت ساعت آسوده باشد و بدين سبب گمان افتد كه تپ ربع است حال آنكه ربع نباشد ششم آنكه نضج بدير پديد آيد هفتم آنكه عرق كمتر از غب خالصه كند هشتم آنكه حرارت اين تپ آهسته‌تر از حرارت غب خالصه باشد نهم آنكه سحنه زود گداخته نشود دهم آنكه بول غليظ و رنگين باشد و گاهى باشد بسبب گرانى سر و رفتن ماده بدماغ بول كم‌رنگ و يا سفيد باشد يازدهم آنكه نبض اندر آغاز نوبت ضعيف و صغير و متفاوت باشد و به آخر مختلف گردد در عظيمى و قوت چندان باشد كه در غب خالصه ببايد دانست كه دورى اين تپ از غب خالصه باندازهء درازى نوبت باشد پس بدان مقدار كه از دوازده ساعت بگذرد از غب خالصه دور باشد و علاج به اندازه دورى او نگردد و اگر بخالصه قريب باشد از علاج او اندكى بگردانند و اگر دور تر باشد بيشتر بگردانند و دليل غليظ و رنگينى بول بود نخست فصد اولىتر است و اندر بيشتر حالها چون فصد كرده شود از حقنه مستغنى شود و اگر فصد اتفاق نيفتد جز طبع نرم كردن چاره نباشد و حقنه سودمندتر باشد ؟ ؟ ؟ صفته بابونه و خسك و برگ چغندر و تخم معصفر و شبت و انجير و سپستان و خيار شنبر و روغن شيرپخت و اندكى بوره بايد ساخت تا لختى قوىتر باشد و بشربتهاى و غذاهاى سرد چندانكه در غب خالصه شايد در آنجا دليرى نتوان كرد و قى نيز درين باب مناسب است بمقيات نخست قى كنند و اسهال را توقف كنند تا نضج پديد آيد بعده بمسهل معتدل مشغول شوند و اندر كشكاب چيزهاى ؟ ؟ ؟ براننده و تلطيف‌كننده بايد پخت چون نخود و تخم باديان و پودينه و اين ادويه‌ها از كشكاب نيمانيم باشند نهايت سودمند و معتدل باشد